تبليغاتX
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
 
سالها در پي هم مي آيند ... فكر اندوخته ي فردا باش!
 
امروز شانس من خواب مانده بود ... و من بدشانسی پشت بد شانسی میاوردم ... از اول روز چیز خوردن شروع شد تا به جاهای دیگه رسید ... معلوم نیست چرا شانس آدم نوسان نداره ... بعضی روزها از خرشانسی خودت انگشت به دهن می مونی و بعضی روزا از بدشانسی خودت ذله میشی و صد تا فحش نثار خودت و بخت و اقبالت میکنی ...      

امیدوارم فردا شانس من خواب نمونه و باهام راه بیاد و موجب اعصاب خوردی نشه !

 

خدایا به امید تو روزی دیگر گذشت و ما بی خبریم !

هنگام سپیده دم خروس سحری              دانی که چرا همی کند نوحه گری؟
یعنی که نمودند در آیینه ی صبح            کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

 

 

 ::لینک ثابت::  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:9 بعد از ظهر  ---  محمود   | 
خیلی دلم میخواد بیام اینجا و روزمرگی هامو بنویسم ولی اصلا فرصت نمیکنم !

فرصت خیلی کمی دارم ! باید برم خدمت ... ولی دلم میخواد توی خدمت خاطراتمو بنویسم ... و اینجا به صورت یک دفترچه خاطرات اینترنتی باشه ...

خدایا به امید تو ...

 ::لینک ثابت::  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:39 بعد از ظهر  ---  محمود   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM